آیین بقا؛ چگونه نوروز «وطن» را در دل بحران‌ها زنده نگه داشت؟/ تمرین سالانه همگرایی در خانه مشترک «ایران»

نوروز در سپهر تاریخ ایران، آیینی است که در گذر هزاره‌ها، نقش «چسب اجتماعی» این سرزمین را ایفا کرده است. از روایت‌های اسطوره‌ای تا شواهد تاریخی، از شکوه امپراتوری‌ها تا سال‌های دشوار جنگ و بحران‌های طبیعی، نوروز همواره تداوم یافته و هر بار معنایی تازه یافته است. نوروز ۱۴۰۵ با شعار «وفاق و همدلی»، فرصتی است برای بازخوانی این سنت کهن به مثابه راهبردی ملی برای بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی.

میراث‌آریا: آنکه جشن طبیعت را پاس می‌دارد، در حقیقت پیوند را گرامی می‌دارد؛ پیوند انسان با انسان، انسان با طبیعت و نسل امروز با اندیشه و خاطره نیاکان. نوروز در این معنا، بازآفرینی یک نسبت تاریخی است؛ نسبتی که رمز جاودانگی ایران در فراز و فرود قرون بوده است.

نوروز؛ از اسطوره تا استمرار تاریخی

در روایت‌های اساطیری، نوروز به جمشید نسبت داده می‌شود؛ پادشاهی که در شاهنامه اثر جاودان ابوالقاسم فردوسی، بنیان‌گذار «روز نو» معرفی شده است. اما آنچه نوروز را از مرز اسطوره به متن زندگی اجتماعی کشانده، استمرار تاریخی آن است؛ تداومی که در کمتر آیین کهنی در جهان می‌توان سراغ گرفت.

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که نوروز در دوره هخامنشی جایگاهی رسمی و آیینی داشته است. نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید، تصویرگر آیین دیدار و همگرایی اقوام گوناگون امپراتوری در آغاز سال نو است؛ جایی که هیئت‌هایی از سرزمین‌های مختلف با هدایایی نمادین گرد می‌آمدند. این تصویر، بازنمایی یک نظم سیاسی و فرهنگی است که تنوع را در چارچوب وحدت مدیریت می‌کرد.

در دوره ساسانی نیز نوروز به عنوان جشن رسمی دربار و مردم استمرار یافت و پس از ورود اسلام به ایران، نه‌تنها حذف نشد بلکه در بستر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی معنایی تازه یافت. از دل قرون نخستین اسلامی تا عصر صفوی، نوروز همواره در زندگی اجتماعی ایرانیان جاری ماند؛ بی‌آنکه به یک خاطره تاریخی تبدیل شود.

آیین بقا در روزگار بحران

اگر نوروز را «آیین بقا» بنامیم، اغراق نکرده‌ایم. در هجوم مغول که بسیاری از زیرساخت‌های تمدنی ایران آسیب دید، نوروز باقی ماند. در سال‌های سخت دفاع‌مقدس، سفره هفت‌سین در خانه‌هایی پهن شد که صدای آژیر قرمز را می‌شنیدند. در روزگار زلزله‌ها و سیل‌های ویرانگر، در چادرهای امدادی نیز سبزه کاشته شد؛ نشانه‌ای از اراده برای آغاز دوباره.

این پافشاری ساده اما عمیق، نشان می‌دهد این آیین بازسازی روان جمعی است. جامعه‌ای که حتی در اوج بحران، به استقبال سال نو می‌رود، در واقع در حال تمرین امید است. سبزه‌ای که در ظرفی کوچک می‌روید، استعاره‌ای از زیست ایرانی است: حیات، راه خود را می‌یابد.

نوروز؛ زبان مشترک ایران فرهنگی

در پهنه گسترده ایران فرهنگی با تنوع قومی، زبانی و مذهبی، کمتر نمادی را می‌توان یافت که چنین فراگیر و بی‌واسطه پذیرفته شده باشد. از آذربایجان تا سیستان، از خراسان تا خوزستان، نوروز با آیین‌ها و رنگ‌های محلی جلوه‌گر می‌شود، اما جوهره‌اش یکی است: آغاز، آشتی و رویش.

نوروز در این معنا، پروژه‌ای خودجوش برای وفاق ملی است. همه بر سر آن توافق دارند، حتی اگر بر سر بسیاری از مسائل دیگر اختلاف نظر داشته باشند. خانه‌تکانی، دید و بازدید، صلح پیش از تحویل سال و نشستن گرد یک سفره مشترک، تمرین‌های سالانه همدلی‌اند. این آیین‌ها، سازوکارهای نرم بازتولید سرمایه اجتماعی‌اند.

سرمایه اجتماعی، محصول اعتماد، گفت‌وگو و احساس تعلق مشترک است. نوروز هر سال این عناصر را بازآفرینی می‌کند. جامعه‌ای که به صورت نمادین خود را وادار به کنار گذاشتن کدورت‌ها می‌کند، در حال تمرین مسئولیت‌پذیری جمعی است.

نوروز ۱۴۰۵؛ از نماد تا راهبرد

نامگذاری نوروز ۱۴۰۵ با محور «وفاق و همدلی»، اگر در سطح شعار باقی بماند، تأثیر آن محدود خواهد بود. اما اگر این نامگذاری به معنای شنیدن صداهای متکثر جامعه، تقویت گفت‌وگو، کاهش شکاف‌های اجتماعی و توجه به عدالت در تصمیم‌سازی‌ها باشد، می‌تواند به نقطه عطفی در حافظه جمعی نسل حاضر تبدیل شود.

وفاق، به معنای یکدستی نیست؛ به معنای پذیرش تفاوت‌ها در چارچوب منافع ملی است. همان‌گونه که در بهار، گل‌ها یک‌رنگ نیستند اما در کنار هم باغ را می‌سازند، جامعه نیز با تکثرش پایدار می‌شود. نوروز به ما آموخته است که پس از هر زمستانی، امکان رویش وجود دارد؛ اما این رویش، نیازمند خاک سالمِ اعتماد و آبیاری امید است.

بازخوانی یک تصویر تاریخی

نگاهی دوباره به نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید نشان می‌دهد که نوروز در عصر هخامنشی، آیین مشارکت و همگرایی مختلف بوده است. هر هیئت با پوشش و هویت خود حاضر می‌شد، اما در چارچوب نظمی واحد. این تصویر تاریخی، امروز نیز پیام روشنی دارد: ایران زمانی قدرتمند است که اقوام، گروه‌ها و نسل‌هایش احساس دیده‌شدن و مشارکت داشته باشند.

در روایت فردوسی، نوروز نماد پیروزی روشنایی بر تاریکی است. اما در جهان واقعی، روشنایی نتیجه انتخاب و کنش جمعی است. جامعه‌ای که بر مشترکات خود تمرکز می‌کند، امکان عبور از چالش‌ها را افزایش می‌دهد.

نوروز؛ تمرین امید در جهانی پرتنش

در جهانی که اخبار تلخ، بحران‌های اقتصادی و تحولات شتابان اجتماعی ذهن‌ها را فرسوده کرده است، نوروز همچنان یک تمرین امید است. این آیین، وقفه‌ای برای بازاندیشی و بازسازی است. لحظه تحویل سال، لحظه مکث جمعی است؛ زمانی برای ارزیابی گذشته و طراحی آینده.

هیچ نسلی از ایرانیان نوروز را تعطیل نکرده است؛ حتی وقتی تاریخ با آنان مهربان نبوده است. همین تداوم، خود نشانه‌ای از قدرت فرهنگی ایران است. تمدنی که آیین‌هایش را حفظ می‌کند، هویت خود را نیز حفظ می‌کند.

مسئولیت امروز؛ از حافظه تاریخی تا کنش جمعی

اگر نوروز را صرفا به یک سنت زیبا تقلیل دهیم، از ظرفیت راهبردی آن غفلت کرده‌ایم. نوروز می‌تواند بستری برای تقویت گفت‌وگوی ملی، ارتقای همبستگی اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی باشد. این هدف، نیازمند مشارکت همه سطوح جامعه است؛ از نخبگان و رسانه‌ها تا خانواده‌ها و نهادهای مدنی.

نوروز ۱۴۰۵ یادآور این حقیقت است که وفاق و همدلی، فرآیندی مستمر است. درست مانند خود نوروز که هر سال تکرار می‌شود، اما هر بار تازه است. جامعه‌ای که به صورت دوره‌ای خود را بازتنظیم می‌کند، ظرفیت انطباق و پایداری بیشتری خواهد داشت.

ایران؛ خانه مشترک

نوروز، ما را به یک گزاره بنیادین بازمی‌گرداند: ایران، خانه مشترک همه ماست. در این خانه، تفاوت‌ها تهدید نیستند؛ سرمایه‌اند. همان‌گونه که در سفره هفت‌سین، عناصر گوناگون کنار هم معنا می‌یابند، جامعه نیز با تنوعش کامل می‌شود.

نوروز گواهی می‌دهد که هیچ زمستانی ابدی نیست. تاریخ ایران نیز همین را نشان داده است. از دل دشواری‌ها، امکان رویش وجود دارد؛ به شرط آنکه به جای ایستادن در برابر یکدیگر، کنار هم بایستیم.

آیینی برای دوباره ساختن

نوروز وفاق و همدلی، اگر به‌درستی فهم و اجرا شود، نشانه اراده ملتی برای بازسازی خویش است. آیینی که از اسطوره آغاز شد، در تاریخ استمرار یافت و امروز می‌تواند به راهبردی برای آینده تبدیل شود.

در لحظه تحویل سال، وقتی عقربه‌ها بر آغاز تازه‌ای می‌ایستند، آنچه اهمیت دارد تغییر رویکردهاست. نوروز هر سال این پیام را تکرار می‌کند: بازگشت به ریشه‌ها، برای حرکت به سوی آینده.

این آیین کهن، قرن‌ها ایران را از زمستان‌های سخت عبور داده است. اکنون نیز می‌تواند سرمایه‌ای برای عبور از چالش‌های امروز باشد؛ با وفاق، با همدلی و با امیدی که در ژرفای حافظه تاریخی این ملت ریشه دارد.

انتهای پیام/

کد خبر 1404120500386
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha